تبلیغات ![]()
با سلام. حالتون چطوره؟ حال من که گرفتس! آخه گفتن دیگه حق نوشتن مطالب سیاسی رو در وبلاگتون ندارید. نشر اکاذیبه!. خوب می دونید اکثر نوشته های منم یه سقلمه ای به برادران می زنه دیگه. مجازاتشم "افزون بر اعاده حیثیت به حبس از نود و یك روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات محكوم خواهد شد" است!. ما هم که دوست نداریم الکی الکی سوء سابقه دار شیم گفتیم بساط رو جمع کنیم و بریم به جایی بیگانه مثل وردپرس یا بلاگر. تصمیم بر این شد به وردپرس برویم. مطالب ما را از این پس در این آدرس دنبال کنید. اسم وبلاگ شده : پلاک صفر.وردپرس.کام
پ.ن:
ماده 18 از فصل پنجم قانون جرایم رایانه ای:
ماده (18) هر كس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله سیستم رایانه یا مخابراتی اكاذیبی را منتشر نماید یا در دسترس دیگران قرار دهد یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت، رأساً یا به عنوان نقل قول، به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامهای رسمی به طور صریح یا تلویحی نسبت دهد، اعم از اینكه از طریق یاد شده به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به دیگری وارد شود یا نشود، افزون بر اعاده حیثیت به حبس از نود و یك روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج تا چهل میلیون ریال یا هر دو مجازات محكوم خواهد شد.
بله. بالاخره آمدیم!. از کنکور نمی گم* که خداییش هیچ کس نمیدونه چیکار کرده و آیا قبوله یا نه؟! کاملاً حالت صفر یا یک است. complete کنکورو عوض کرده بودن. اون از ادبیات که 2 تا تکواژ دادن، هرچی تونستن از زبان فارسی دادن و از تاریخ ادبیات که قرار بود 3 تا بدن و ما روش حساب کرده بودیم یکی دادن!!. اون از زمان که فقط 8 تا عربی دادیم. ماشاالله دینی هم که مثل همیشه سخت و ما هم مثل همیشه آماده!!. زبان هم که خوشگل 5 تا از واژگان حذف! و یک passege اضافه کرده بودن! خدایی خوشحالن ها!! اختصاصی هم که هیچی. زیست تا می تونستن ژنتیک دادن و باکتری و آغازیان و تا می تونستن از دوم و سوم ندادن!!!. ریاضی هم که افتضاح سخت! شیمی هم که ماشاالله برادران طراح حوصله حساب کردن عدد رند نداشتن همینجور هرچی عدد به ذهنشون رسیده بود دادن. فیزیک هم بد نبود! (*مثلاً هیچی از کنکور نگفتم!!)
بله! میهن بلاگ هم که اندی و چندی به همراه SMS و دوستان! فیلتر بودند (یاهو مسنجر، فیس بوک، یوتیوب (که قبلاً هم بود)، قلم نیوز، TinyPic...) و ما از بروز کردن عاجز. زیاد حوصله نوشتن ندارم ولی یه روز میام یک تحلیل از اوضاح می نویسم حسابی! فعلا این نیمچه کاریکاتور رو داشته باشید تا بعداً:
فیر پلی ! Fair Play
(کلیک کنید تا عکس بزرگ شود)
والا اگه خودم می دونستم که الان در این وضعیت نبودم. می دونم آپولو هوا نمی کنم. کنکوره دیگه!. ولی خوب ما بچه ننه ایم یه مقدار فشار که میاد دیگه صدا میاد از هر جا نمی شه کاریش کرد. خداییش خیلی کار داشتم اصلا فرصت نوشتن نداشتم (و ندارم!). دلم برای نوشتن تنگ شده؛ ولی کاریش نمی شه کرد. ولی شاید امروز فردا بنویسم. خدا رو چه دیدی. بذا کنکور قبول شم. هر روز می نویسم!!.
پس خوشحال نشید. هنوز نمردم!

عکس از: اینجا
سلام! عرض پوزش به علت تأخیر (فکر کنم) 3 هفته ای من. اصلا نه وقت سر خاراندن دارم نه وقت نت اومدن. اصلا و ابدا. ببخشید فکر نکنم تا سیزده بدر سال دیگه (88) وقت کنم بنویسم. دوم تا دوازدهم که تو قرنطینه مدرسه ایم، یه هفته قبلشم که قرنطینه خودم!.خلاصه وقت ندارم بنویسم. فقط یه دعای نوروزی برای کنکوری ها می نویسم که موقع تحویل سال، بخونن بلکه فرجی بشه اون چیزی که می خوان قبول شن. سال خوبی داشته باشین.
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
خدایا!
به پدران و مادران کنکوری ها صبر عظیم عنایت بفرما
کیسه پول کنکوری ها را بزرگ تر و جیب دبیران کنکور را کوچک تر بفرما
این وقت «طلایی» را «نقره ای» بگردان
کنکوری های ناامید را امیدوار بگردان
هر چه زودتر رویاهایمان را زمینی بگردان
عقربه های ثانیه شمار را نابود بفرما
«خیالاتی ها» را بی خیال بگردان
ما را در برابر آلزایمر، بخصوص سر جلسه کنکور، حفظ بفرما
متخلفان و سوداگران کنکور را علیل و ذلیل بگردان
کامپیوتر های سازمان سنجش و دستگاههای O.R.M را از هر گونه خطایی مبرا بگردان
سازمان سنجش را در تکذیب شایعات تواناتر بگردان
بسیجیان فعال را کوسه بگردان
خواب بهاری و خستگی را از ما دور بگردان
و در آخر، خدایا ما کنکوری ها را هر چه زودتر به زندگی عادی برگردان
آمین!
دعا از کتاب «کنکورت را قورت بده» انتشارات کتاب سبز با کمی تلخیص و اضافات
قربان شما - یک کنکوری

کنکوری خواب نداره. می کشه خودشو تا با صداقت تو جمع کل دفتر برنامه ریزی بنویسه 50 ولی نمیشه. کنکوری حتی متوجه تغییر اطرافش نمی شه. شاید برج میلاد رو هم ندید که افتتاح شد. شاید ندید خیابون آسفالت شد. شاید ندید دیوار مدرسه رنگ شد. شاید ندید ناظم عوض شد. شاید ندید دکور خونه عوض شد و شاید... . چون حواسش اینجا نیست. دلش تو ماهه تیر گیر کرده. هر فصلی از درس که تموم می شه بجای خوشحالی خودشو به کنکور نزدیک تر می بینه. از همه بیشتر دنباله تقویمه. روزها رو میشمره. برنامه شو میبینه دیر شده. پاییز و زمستون رفت و ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم. تست ها جمع نشده، درسها جمع نشده، پایه مونده، عربی نم کشیده و...
بخشی از پست "یک کنکوری"